بایگانی برای آذر, ۱۳۸۳

بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark آذر ۳۰م, ۱۳۸۳

شب یلدا یا به قول دیگران شب چله مبارکتان باشه، یادتان نره امشب حتما فال حافظ بگیرید، شاهنامه بخوانید و از همه مهمتر به پای صحبت بزرگهای فامیلتان بنشینید و از قدیم ندیمها گوش کنید وقتی که مجبور بودند هندوانه را برای ۳ ماه تمام در زیرزمین خانه‌اشان نگهداری کنند و بعد با نیت گرمایی بسیار پس از آغازین روز سرمای زمستانی آن را باز می‌کردند، وقتی که مجبور بودند دیگر میوه‌ها را در زیر خاک چال کنند تا یلدا روزی آن را از زیر خاک بیرون آورده و زیر کرسی با خانواده میل کنند.
امیدوارم امسال هر نیتی که کردید برآورده بشود و امیدوارم که فالی بهتر از فال من بیاورید،‌ فال من این بود :
سمن بویان غبار غم ، چو بنشینند بنشانند
پری رویان قرار از دل ، چو بستیزند بستانند
بعمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر ، چو برخیزند بنشانند




بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark آذر ۲۵م, ۱۳۸۳

سخت است دیدن بسیاری از چیزها و شنیدن بسیاری از حرفها آن هم از کسانی که برایت نه تماما بگویی تبدیل به الگو شده‌اند بلکه آنها را به عنوان یک فرد موفق قبول کرده‌ای، سخت است اگر بفهمی یکی از عزیزترین دوستانت فکر می‌کند که در لجنزاری گرد‌آمده و دارد برای بیرون آمدن از آن دست و پا می‌زند، لجنزاری که تا قبل از خواندن این مطلب در نظر من گوشه‌ای از بهشت رویایی غیر قابل دسترسی من بود.
شاید هم نباید زیاد به همه خرده گرفت، شاید باید یاد گرفت که بتوانیم نه تنها غمهایمان را بلکه شادیهایمان را با بقیه نیز تقسیم کنیم، به نظر من در تقسیم شادی گوهری است که حتی در پنهان کردن غمهایت نیست.
شاید اگر خوب به زندگی‌امان نگاه کنیم نه تنها زندگی‌امان مملو از جفت ۶ نباشد بلکه سرشار از جفت ۷ ها، جفت ۸ ها و … هم باشد ولی ما که خودمان را انسان تصور
کرده‌ایم قابلیت دیدن جفت ۷ها را از خود گرفته‌ایم.
کاش تمام لجنزارهای دنیا مانند لجنزار فرهاد بود.


بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark آذر ۲۴م, ۱۳۸۳

یک چند مدتی است دارم با یک نرم‌افزار کار می‌کنم که بهش می‌گن Weblogic Workshop و در ادامه‌ی آن و برای کار با آن از Oracle استفاده می‌کنم، یه توصیه می‌کنم بهتان اگر می‌خواهید بفهمید که واقعا سیستمی که دارید به درد کارهای سنگین می‌خورد یک بار Oracle را نصب کنید، مطمین باشید که از کار کردن با کامپیوتر تا حد زیادی متنفر خواهید شد، من با ۵۱۲ مگابایت رم ۳۳۳ حدودا ۲۰ دقیقه منتظر می‌مانم تا که کامپیوترم بالا بیاید و بتوانم با آن یک ایمیل ناقابل چک کنم، تازه هزاران مرتبه شکر که من این oracle را در نسخه personal edition نصب کردم وگر نه که واویلا، اراکل زیاد مطلب برای خواندن ندارد، نه این که نداشته باشد به راحتی MySQL که تجربه‌ی قبلی کاری من بر روی آن بود، پیدا نمی‌شود و تا بخواهید بیچاره‌اتان می‌کند، یادش به خیر در MySQL یک database که می‌ساختی، یه user هم درست می‌کردی و کار می‌کردی، این اراکل یه database که بسازه ۷۵۰ مگابایت از حافظه‌ی ناقابل شما را اشغال خواهد نمود، قربان process هایش هم بروم از ۱۰۰ مگ کمتر نمی‌گیرند. تازه حالا که ساختی کلی مرحله دارد برای این که اجازه بده به user که به database متصل شود، حالا فرض کنید این مشکلات وجود داشت و ما می‌خواستیم با Workshop به oracle متصل بشویم، اوایل که متصل نمی‌شد، بعدش فهمیدیم که یک patch دارد که باید نصبش کنیم و بعد به اراکل وصل شویم، حالا این همه کارها را بکن و بعدش پیغام خطا بگیری کلی حال گیری می‌شد ( که البته نشد )
خیلی ایده تو مخم ریخته ولی همه‌اشان کت کلفتن، نمی‌شه کاریشان کرد مثلا چند وقت پیش با Rational Rose و با استفاده از Database Modeler آن ، از روی entity های تشخیص داده شده جدولهای موجود برای نرم‌افزار آزمایشگاه را ایجاد کردم، وقتی خودش تولیک کرد تازه فهمیدم تولید کد یعنی چی و بسیاری از مفاهیم در قیاس با جداول برای من جا افتاد، توصیه می‌کنم اگر با Rose کار می‌کنید حتما این قسمت را امتحان کنید، حالا نمی‌دانم می‌شود این Rational را به Workshop فهماند یا نه ؟ اگر یک هم‌چنین کاری بشود کرد که خیلی جالب می‌شود.
راستی Google Search را هم که حتما دیدید ؟‌ پایین سمت راست جایش را با Search قبلی عوض کرده و شما حالا به راحتی و با استفاده از موتور Google می‌توانید در سایت من Search کنید، راستی گوگل یک سری از امکانات جدیدش را هم راه انداخته Google Groups که با استفاده از شناسه های کاربری که در Emailهایش به شما داده می‌توانید به آنها وارد شوید و یا به عضویتشان درآیید، ویژگی بسیار مثبتی که من دیدم امکان Search قوی بر روی messageهای پست شده در گروپها بود. دست گوگل هم درد نکنه که دوباره Sheida را index کرد، بعد از چند ماه در به دری از indexها حذف شده بودیم که حالا می‌توانید به راحتی با نوشتن Sheida و زدن گزینه I’m Feeling Lucky به سایت sheida.com راهنمایی شوید.




بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark آذر ۲۰م, ۱۳۸۳

دو شعر جدید با نامهای تبار جنگی و چشمانش ( یادم نمی‌آید دقیق، ولی فکر کنم محمود دولت آبادی هم شعری با همین نام داشته باشد و این که شما می‌توانید به مقایسه شعر من با او بپردازید.)
<><><> و نوید راه‌اندازی سرویس google adscense را برای سایت خودم در آینده‌ای نزدیک می‌دهم، این بدان جهت بود که اگر در سایت من با تبلیغ مواجه شدید مطلع باشید و با کلیک کردن آن، در تداوم راه این سایت ما راهمیاری نمایید.

دسته : آگهی, وب
برچسب : , , ,



بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark آذر ۱۸م, ۱۳۸۳

کاش بتوانم چشمانش را به خاطر بیاورم
کاش بتوانم اندوهم را ز او پنهان کنم
کاش بتوانم اندکی در کنار او
سکوت ساکت زندگی پر هیاهو را بشنوم
کاش می‌شد مرهمی شود برای من
که از خستگی‌‌های زمانه، اندکی گر تلخ کامی
شد نصیبم، پایدار مانم در این راه
به امید آن که روزی ز روزها
باشم در کنارش، باز هم خیره بر چشمانش

دسته : شعر من
برچسب : , , , ,



بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark آذر ۱۸م, ۱۳۸۳

من از تبار خورشید
من ز نسل رستم
من از خاک ایران
در پی جنگم
نه از برای ویرانی
هم‌چنین از برای داغانی
که پس از آن نیرنگ است و کینه
که از برایش دلی می‌خواهد بی‌سینه
در پی جنگی با که،
آن نیز نمی‌دانم، که همه‌اش در جنگیم
که از برای آبادی، که از برای آزادی
و در این پر تلاطم راهم
ز ظلمت نیز مرا یاریدند
همی فهمیدم، چه ظلمت‌ها که بسی روشنتر از هر نوری است
من از تبار خورشید
تو از تبار باران، همیشگی خروشان

خواندن ادامه‌ی متن »

دسته : شعر من, شیدا دات کام
برچسب :


© Copyright 2002-2010 Sheida.com , All rights reserved