شهریاران را
بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark اسفند ۲۸م, ۱۳۸۳

شهریاران را
از میان دانایان و دلیران برگزیدم
دبیران و درباریان را
از میان حکیمان
و گفتم جز به پندارنیک
در سرنوشت مردم ننگرند
و گفتم جز به گفتارنیک
با مردمان سخن نگویند
و گفتم جز به کردارنیک
همراه مردمان نشوند
بدین تدبیر است
که بزرگی، بزرگی می‌آورد
و عدالت، عدالت.
یقین و اعتماد، بلند آوازه‌ات خواهد کرد
این آخرین اتفاق فرشته و آدمی است
من این جهان را
بدین تدبیر طلب کرده‌ام
تا ظلمت از خانه‌ی زندگان زدوده شود
آبادانی بی‌زوال زاده شود
و بیم نباشد، بیداد نباشد، مرض نباشد، مرگ نباشد
و اضطراب و هراس برچیده شود
و خوف و خستگی بیمرد
و پیران به خانه باشند
و کودکان به گهواره شادمانی کنند
و برنایان به عشق درآیند
و زنان به آزادگی
و آزادگی به آزادی

وای بر ظلمت افزای افزون
هر ناله‌ای که از دست بیدادگری بر‌آید
هزار خانه را به خاکستر خواهد نشاند
هزار دانا را به گریه خواهد شست
و مرا طاقت تلخ‌کامی فرودستان نیست
من آرامش و اعتماد آدمی‌ام
چگونه تحمل کنم که تازیانه جانشین ترانه شود ؟

بی عاقبت او
که بر پریشانی مردمان حکومت کند
بی فردا او
که بر درماندگان حکومت کند
شهریاری که نداند شب مردمانش
چگونه به صبح می‌رسد
گورکن گمنامی‌ است که دل به دفن دانایی بسته است

مردمان من
امانت آسمان‌اند بر این خاک تلخ
مردمان من
خان و مان من‌اند.











یک پاسخ بگذارید


© Copyright 2002-2010 Sheida.com , All rights reserved