بایگانی برای دسته‌بندی ‘تجربیات زندگی’

۱ کامنت »         لینکک Share/Bookmark اسفند ۲۴م, ۱۳۸۸

آیا بود که بیست و سه ما را به آخر خط اول شروع برساند ؟

دسته : تجربیات زندگی
برچسب :



۱ کامنت »         لینکک Share/Bookmark اسفند ۶م, ۱۳۸۸

همیشه این را یادت باشد که توی کار گروهی همه بسته به منافعشان اهدافشان در طی مسیر عوض می‌شود، هیچ موقع به اهدافی که در ابتدا به عنوان اهداف کار گروهی نام برده می‌شود دل نبند.


بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸

armin khosravi بهشت برین جایگاهش باد %d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa %d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c 2

چیزی برای گفتن نمی‌ماند جز اندوهی بزرگ.

روانشاد آرمین خسروی جوان ۲۶ ساله زرتشتی روز جمعه نهم بهمن در اثر سانحه تصادف درگذشت و خانواده و دوستانش را در غم بزرگی فرو برد، آیین خاکسپاری این بهشتی روان پس از نیمروز دهم بهمن ماه برگزار شد و آیین پرسه ی آن در تهران روز پنجشنبه ۱۵ بهمن ماه از ساعت ۳ تا ۵ پسین در تالار ایرج برگزار خواهد شد، همچنین روز آدینه ۱۶ بهمن ماه از ساعت ۳ تا ۵ پسین در تالار ماهیار اردشیر قاسم آباد یزد برپاخواهد بود.




۴ کامنت »         لینکک Share/Bookmark دی ۲۶م, ۱۳۸۸

کاری را که خوب بلدی پرزنت کنی بهتر هست دنبالش بروی نه کاری را که خوب بلدی انجامش بدهی.




بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark دی ۱۱م, ۱۳۸۸

هفت همیشه خوش یمن بوده. یادم هستش که طی تحقیقی که در دوران راهنمایی کردم برای مقدس بودن عدد هفت در فرهنگ معین به تنهایی بالغ بر دو برگه مطلب پیدا کردم. این نوشته هم بنا بر آمار موجود هفت صدمین نوشته‌ی من هستش. نوشته‌ای که در اولین روز سال نو میلادی، در آخرین نقطه‌ای از جهان که سال برش نو می‌شود، نوشته می‌شود. نوشته‌ای که  تاریخش برابر با اولین روز دومین دهه‌ی سومین هزاره‌ی سال میلادی (یا به قولی ترسایی) است می‌باشد. این هفت صدمین نوشته را به یمن خوش باید گرفت یا نه بعدا مشخص خواهد شد.

از آغازین روزهای نوشتارم بود که همیشه منتظر لحظه‌ی سال نو بودم تا تولد شیدا را جشن بگیرم. شیدا در اولین روز از سال نوی چندین سال پیش پا به عرصه‌ی وبلاگنویسی گذاشت. وبلاگی که فراز و نشیبهای بسیاری داشت ولی تا به اکنون به خوانندگان خود بالیده و همیشه ازشان یاد گرفته. توی این مدت مدید از بلایایی نبوده که دور نمانده باشد، از هک شدنهای اولیه‌اش بگیرید تا از دسترس خارج شدنش در ایران. ولی چیزی که همیشه سرپا نگهش داشته، لطف دوستانی هست که همیشه بهش سر می‌زنند و شاهدش هم تاکنون بالغ بر دوهزار کامنتی هست که برای نوشته‌هایش گذاشته‌اند.

سرتان را با داستان همیشگی شیدا و داستان زندگی‌اش درد نمی‌آورم که خودتان بهتر از من می‌دانید ولی بگذارید برایتان داستانی تعریف کنم. این داستان قسمتی از یک کتابی است که دارم می‌خوانم. کودکی در این کتاب نقش بازی می‌کند که خیلی معمولی نیست و با همه‌ی کودکان مدرسه‌اش فرق دارد. یکی از بزرگترین فرقهایی که داشته این بوده که تا کنون تولدش را کسی برایش جشن نگرفته. وقتی دوستانش ازش می‌پرسند که چرا مادر و پدرت چنین کاری نکردند جواب جالبی می‌دهد. می‌گه جشن گرفتن برای وقتی هست که به یک موفقیتی برسی، یک چیزی را کسب کنی. مادر و پدرم برای من جشن می‌گیرند وقتی که به خواسته‌هایشان تمکین می‌کنم. وقتی که در مدرسه شاگرد اول می‌شوم. وقتی که به واسطه‌ی تلاشم برای رسیدن به هدفی سختی می‌کشم. نه برای یادآوری یک خاطره.

جشن تولد گرفتن چیز بدی نیست و به نظر من با این استدلال نمی‌توان به راحتی از کنارش گذشت. حالا هم که شیدا به این مرحله رسیده که در طی سالیان ۷۰۰ نوشته در خودش جا داده، از نظر من یک موفقیت  هر چه قدر کوچک هست،  اگر بیشتر از جشن تولدش نباشد. شاید ۷۰۰امین نوشتار شیدا سرآغاز کوچکی  باشد برای جشن گرفتن دستاوردهای زندگی. شما هم بهش فکر کنید.

700 700 امین نوشتار %d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa %d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c 2




۲ کامنت »         لینکک Share/Bookmark دی ۳م, ۱۳۸۸

برخی چیزها هستند که در از دست دادنشان دخلی بهت نیست. تو کار خودت را می‌کنی و قسمت زمانه آنگونه می‌شود که با عزیزی یا با خاکی یا با یادی بدرود می‌گویی. تنها کاری که ازت برمی‌آید این هستش که خودت را دلداری بدهی، شاید یک کمی اشک بریزی و شاید هم یک کمی درددل کنی.
ولی وقتی که خودت تصمیم می‌گیری از چیزی دل بکنی که بهش اخت کردی کار راحتی نیستش. وقتی که یک دفعه هم باشد که صدبرابر بدترش می‌کند. تجربه‌ای که یک بار در زندگی‌ام داشته‌ام به حد اعلایش و حالا در حدود کوچکترش تکرار شد. تفاوتش این بود که همه‌ی تصمیم گیری‌اش این دفعه با خودم بود و حالا بیشتر حس می‌کنم بار سنگینی مسیولیت را.

playstation3 دل تنگی گیکی %d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa %d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c 2

برای دانش بیشتر درباره‌ی گیک به ویکی‌پدیا مراجعه کنید.


بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark شهریور ۲۳م, ۱۳۸۸

همه دارند حرفهای خوبی می‌زنند ولی یک کم که نگاه می‌کنی می‌بینی هر کسی هم این وسط یک منفعت شخصی‌اش را درنظر گرفته. یکی به واسطه‌ی حرفهایش سود می‌برد و یکی به واسطه‌ی کارهایش آینده‌اش را دارد تضمین می‌کند. می‌بینی یکی هم که خیلی بی‌خیال هستش، اصلا بی‌خیال هم نمی‌شود و هر بار هم می‌آید و یک چیزی آن وسط می‌پراند. بعدش خودت را نگاه می‌کنی، خوب حتما خودت هم باید یک منفعتی ببری این وسط، همه که دارند می‌برند پس باید خل باشی اگر این جوری نباشی. بعدش می‌بینی این وسط یکی هم هست که تابلو شده که خیلی دارد سود می‌کند، جوری که توی یک بحث همگانی خیلی الفاظ رکیکی درباره‌اش به کار برده می‌شود. ولی باز هم مانده و می‌ماند و دست روی دست گذاشته.

دسته : تجربیات زندگی
برچسب : , ,



Bluehost


© Copyright 2002-2010 Sheida.com , All rights reserved