نوشتهها با برچسب ‘چشم’
چشم شیدا هم دارای آدرس جداگانه برای خودش شد. از این پس اگر خواستید بدون درد و خونریزی (آمدن به سایت شیدا دات کام) از عکسهای شیدا لذت ببرید می توانید به آدرس sheidaeye.com مراجعه کنید. ترجمه کلمه به کلمه چشم شیدا هستش.
دسته : خرده نوشته, شیدا دات کام
برچسب : blog, eye, sheida, sheidaeye, فتو بلاگ, فتوبلاگ, چشم, چشم شیدا, هنری, شیدا, شیدا-دات-کام, عکس,
۲ کامنت »
لینکک
اسفند ۲م, ۱۳۸۶
این دردسرهای وب هاستینگ ما برای من هم بد تمام نشد، باعث شد که کلی خرت و پرتهایی را که روی هاستم داشتم را خالی کنم و از طرفی توانستم یک وبلاگ برای عکسهایم یا بهتر بگویم یک فتوبلاگ راه بندازم، اسمش را گذاشتم چشم، شما هم دعوت می شه ازتان که عکسهایش را ببینید و نظر بدهید و امتیاز بترکانید برای عکسهایش.
اولین باری که یک فتوبلاگ راه انداخته بودم برپایه ی پیکسل پست بودش و کلی کارکردن باهاش برایم عذاب آور بود چون دقیقا همه چیز را می بایست دستی توی کد می گذاشتی و اگر چیزی را می خواستی عوض کنی همه ی کد را می بایست بالا پایین کنی، این دفعه هم گفتم اول با پیکسل پست شروع می کنم ولی دیدم که نخیر هنوز هم همان آش هست و همان کاسه، تو این فکر بودم که یک تم پیدا کنم برای وردپرس و همه چی را با آن راه بندازم که با پلاگین yapb آشنا شدم، پلاگینی هست که وردپرس شما را تبدیل به یک فتوبلاگ می کنه و تمام قابلیتهای پیکسل پست را که داره هیچی هر چی پلاگین برای وردپرس هست را هم به راحتی می توانید باهاش استفاده کنید، برای همین من هم به استفاده از وردپرس برای فتوبلاگم آوردم، خدایی شده وردپرس که دومی نداره، به نظر من مایکروسافت به جای یاهو می بایست پیشنهادش را به وردپرس دات کام می داد و به مبارزه با گوگل بلند می شد.
تم شیدا را هم عوض کردم، این همیشه اذیتم می کرد که تم خیلی ساده و بی رنگ باشه ولی تم جالبی پیدا نمی کردم، این تم اکس مارک نام دارد و کم کم دارم فارسی اش می کنم، فارسی سازی اش که تمام بشود برای استفاده عموم روی اینترنت قرارش می دهم.
دسته : هنری
برچسب : فتوبلاگ, مایکروسافت, مایکروسافت, چشم, یاهو, یاهو, گوگل, گوگل, شیدا, عکس,
۱ کامنت »
لینکک
مهر ۱۰م, ۱۳۸۳
تو را دانم که در یادم بمانی
تو را دانم کز تبارمانی
تو را دانم که گر قلبی پر
از مهر
هماره در ره نیکو ثابت بمانی
تو را دانم که بس دوست دارم
هماره در رهت جانهت فشانم
تو را دانم که گر زردی که گر سرخ
ز آغاز تا کنون یک رنگ مایی
که من گر همی سد رنگت بودم
تو حتی شکوهای نکردی آغاز
هماره گشودی آغوشت از دور
که میرفت ز خاطر هرچه رنگ بود در یاد
هماره میگشتم رنگ لبانت
که آن گشته در شرم خجلت
تو را دیدن کاش همان پایان من بود
که آغازی پس از آن خواستن ننگ باشد
که در آغوشت همی بنشسته بودم
کز یاد هر چه دنیا رسته بودم
که از زیباییهای جهان همان بس
که دو چشم سیاه خیمه بسته بر چشانم
دسته : شعر من
برچسب : مهر, چشم, دوست, سرخ,
|